تصميم گيری و ريسک

تصمیم گیری در پاره‌ای از موارد کار سختی است. دلیل اصلی در این گونه موارد این است که قدرت ِ تشخیص و پیش بینی ِ آینده با توجه به شرایطِ و اطلاعاتِ موجود به آسانی ممکن نیست. در این گونه موارد باید تنها به صورتِ احتمالاتی تصمیم گیری کرد. هر گاه پای احتمال وسط می آید باید به فکر محاسبه‌ی ریسک ِ موجود در فرایند هم بود. این بدان معنی است که باید به نوعی تشخیص داد که تابع توزیع نتایج ِ تصمیمات ِ مختلف در مساله‌ی مورد ِ مناقشه چقدر است و بعد رفت و به در صدی (۵٪و...)  از دم ِ تابعِ توزیع نگاه کرد. این مرز به ما می گوید که تا ۹۵ ٪ اطمینان نتایج کار چه خواهد شد. می توان به طریقی دیگر هم به این موضوع نگاه کرد: یعنی ببینیم که تصمیم مورد نظر ما در کجای تابع ِ توزیع است و بعد از روی مکان آن به میزان ریسک آن پی ببریم. نکته‌ی بعدی این است که با دانستن این نکته‌ که ریسک ما در این تصمیم گیری فلان قدر است چه اطلاعاتِ مفیدی در دست داریم. به طور اصولی، هر چه ریسک بالاتر باشد شانس مان برای برخورد با سود و یا ضرر بیشتر می شود. در حالی که ریسک کمتر به معنای آرامش بیشتر است و می گوید که احتمال این‌که یکباره اتفاقِ عجیبی در سیستم رخ دهد کم است.  در واقع با مشورت کردن به طور نا خود آگاه مشغول محاسبه‌ی ریسک هستیم، چه اولن اطلاعات مان را بیشتر می کنیم ، دوم نمونه های آماری بیشتری پیدا می کنیم و هم چنین موقعیت خودمان را بهتر درک می کنیم و می‌فهمیم که آیا تصمیم مورد نظر ما به طور اماری دارای ریسک کمی است یا خیر.  در نتیجه مشورت  همیشه مفید است.

/ 0 نظر / 14 بازدید